دوست دارم

گاهی باید تنها بود ... یه غروب ماه رمضون .. یه تنهایی دلچسب ... یه افطار تنهایی ... یه امتحان که بی دریغانه منتظرته ... نمیدونم ولی حس میکنم دلچسب باید باشه همینه اینا ... ولی از دور .... نه از نزدیک ....

یس حس مبهم که میدونی از کجا سرچشمه میگیره .... 

یه حس نزدیک به اون ..... ولی نزدیکی که هزاران هزار کیلومتر فاصله بینشه ....

این روزا هم داره میگذره .... این ساعت شنی ام کم کم داره به اخر میرسه .....

فقط تو .. تویی که اون بالایی .... اگه خطا میرم ... اگه بد می کنم ... تو رو به خودت ببخش .... تو رو به عظمت همین ماهت به روم نیار ...

الان دوست دارم یه جمله بگم ....

خدا جونم .... عاشقتم ... عاشقتتتتتتت 

ببخش اگه اونی نیستم میخای ....


روز هفتم ماه رمضون هم گذشت ...خدایا عاشقتم ... دوست دارم ... به توان بی نهایت ....



---------------------------------------------------------------

میدونم جملاتم هیچکدومشون به هم ربط نداره ..... ولی اینا فقط حسم بودن ....تموم


منبع اصلی مطلب : طعم گس دانشجو پزشکی
برچسب ها : دوست دارم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : شکنجه کن منو .... شهید اخرت منم ...